لذت تجربه عشق نامشروط
لذت تجربه عشق نامشروط
صد البته که ترمیم این زخم به زمان نیاز دارد اما چینی بند زنِ مدعی، حاضر است قدم به قدم بهبودی شما را در گذر زمان نشان تان دهد تا به چشم خود ببینید که زخم عشق هم درمان دارد. در ادامه مراحل ترمیم دل زخم خورده را مطرح می کنیم. این مراحل در روانشناسی همسران به تکنیک "التیام" معروف است.
اولین مرحله، سرتا پا گوش شدن است
وقتی محبوبتان (همسر) با شما صحبت می کند از لحاظ روانی و ذهنی حاضر باشید و با قلبی گشوده فقط و فقط به او گوش کنید. شما می خواهید علت رفتار تلخ معشوق تان را درک و آن را برطرف کنید پس دفاعهای تان را کنار بگذارید. علاوه بر کلمات به نشانه های غیر کلامی و هیجانات او هم توجه کنید. آیا حالت چهره او خشمگین است و یا چشمهایش غمناک به نظر می رسند؟ آیا حالت بدنی او باز و پذیرای شما است یا برعکس بسته و دفاعی است؟ نیازهای برآورده نشده او چیستند؟ عشق، همکاری، درک، احترام؟ نیاز او دقیقاً چیست؟ مهم است بفهمید او به چه دلیلی به دل شما زخم زده است.
(ما بر اساس عادت وقتی به پریشانی کسی گوش می کنیم به دنبال راه حلی برای آن بر می آییم و شروع می کنیم به نصیحت کردن. اما این روش اغلب برای طرف مقابل نه به عنوان تلاش برای کمک کردن بلکه به منزله انتقاد یا قضاوت تلقی می شود. از آنجا که هیچ کس در چنین موقعیتی دوست ندارد نقد یا قضاوت بشود، در نتیجه کار خرابتر می شود! گاهی تمام چیزی که او نیاز دارد دو گوش شنواست، بدون انتقاد، بدون قضاوت).
دومین مرحله، همدلی کردن و ابراز آن است
بعد از اینکه علت رفتارهای تلخ محبوبتان را شناسایی و آنها را با خود او چک کردید سعی کنید احساسات او را احساس کنید. به عبارت بهتر اجازه بدهید تجربه او عمیقاً شما را تحت تأثیر قرار دهد، حتی اگر درد و یا تنهایی، تجربه رنج آور او بوده باشد. ببینید آیا می توانید درد یا تنهایی او را احساس کنید؟ آیا می توانید به او اجازه بدهید بداند که اظهار درد یا رنجَش عمیقاً شما را تحت تأثیر قرار داده است؟ آیا بعد از احساس کردن احساس او می توانید مهربان و عاشق باقی بمانید؟ اگر اینگونه است، به مرحله بعد بروید.
سومین مرحله، عمل کردن است
در این مرحله، عاشق نسبت به تغییر ارادی رفتار خود در جهت رفع نیازهای معشوق متعهد می شود. این تغییر بسته به نیاز محبوب گستره وسیع و متنوعی دارد. برای مثال شوهری در خانه دست به سیاه و سفید نمی زند ولی وقتی متوجه می شود همسرش به زمانی برای استراحت نیاز دارد در شستن ظرفها با او شریک می شود. یا خانمی چون می داند شوهرش نسبت به خرج و مخارج حساس است خرید خانه را از میادین میوه و تره بار انجام می دهد. اینها مثالهای ساده ای هستند. شاید علت زخم عشق شما عمیق-تر از این موارد باشد اما در هر حال آن چه مهم است نشان دادن توجه عملی به نیازها و دغدغه های محبوب است. این کار احترام و ارزش شما را در نظر او افزایش می دهد و در نتیجه او بیشتر عاشق تان می شود. ممکن است شما به طور کامل موفق به تغییر رفتار نشوید. مهم نیست که در تغییر کامل نیستید بلکه همین که توجه دارید و سعی می کنید تغییر کنید برای ایجاد احساس اهمیت در دیگری کافی است.
چهارمین مرحله، احساس کردن و ابراز کردن عشق نامشروط است
فضایی در زندگی تان ایجاد کنید تا احساسات عاشقانه ای که نسبت به محبوبتان (همسر) دارید در وجودتان افزون شود. برای مثال به خصوصیات خوبی فکر کنید که در ابتدا شما را مجذوب او کرد، به عکسهای قدیمی نگاه کنید، به مکانهای خاطره انگیز دو نفره تان بروید، و یا امیدها و رویاهای مشترکتان را در ذهن مجسم کنید. آیا می توانید راهی پیدا کنید تا خودتان و محبوبتان را به خاطر خطاهایی که هر دوی شما مرتکب شده اید ببخشید؟ تصمیم دارید عشقتان را چگونه ابراز کنید؟ شاید بخواهید احساس تان را به صورت مستقیم به او ابراز کنید برای مثال یک یادداشت عاشقانه بنویسید؟یا شاید هم تصمیم بگیرید غذای مورد علاقه او را بپزید؟
گذشته از شیوه ای که برای بیان احساس تان بر می گزینید مهم است که عشقی نامشروط را نثار محبوبتان کنید. به عبارت دیگر ابراز عشق را به رفتار همسر منوط نکنید بلکه مراقبت، حمایت، درک و بخشش تان را بدون هیچ پیش شرطی به او نشان دهید.
***
اگر عاشقید و معشوق قلبتان را شکسته، منتظر نمانید تا او به سراغ دلتان بیاید. تاج عاشقی را با افتخار بر سر بگذارید و با کمک تکنیک التیام ترکهای قلب تان را بند بزنید. شما شروع کنید چون خداوند توانایی عاشق شدن را بیش از همسرتان به شما عطا کرده است.
مخلص کلام اینکه: « در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی »
منبع:تبیان
موضوعات مرتبط با این مطلب :
برچسب ها:
باورهای غير منطقي درباره انتخاب همسر
باورهای غير منطقي درباره انتخاب همسر موضوعي كه به طور وسيع در پيشينه تجربي كه در زمينه انتخاب همسر ناديده گرفته شده است مـــربـــوط بـــه نــقـــش و تـــأثــيـــر بـــاورهـــاي شـخـصــي در فرآيند انتخاب همسر ميباشد. از بررسي سوابق موجود در زمينه نقش باورها در انتخاب همسر، لارسن(1992) 9 باور غير منطقي كه افراد اغلب درباره انـــتــخــــاب هــمــســــر دارنــــد را بــيــــان كــــرده اســــت. 1- اعتقاد به اينكه من فقط ميتوانم عاشق يك نفر باشم: شخصي كه داراي اين عقيده است گمان ميكند كه تنها يك نفر در دنيا براي ازدواج با او مناسب است. اين تفكر بسيار شبيه اين عقيده است كه ما جايي در دنيا همزاد و يا نيمه دومي داريم كه با ازدواج با او همه چيز به تكامل ميرسد.اين افكار غالباً غيرمنطقي هستند، چرا كه بايد به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. 2- همسر كامل: اعتقاد به اين تفكر كه "تا زماني كه فردي كامل براي زندگي پيدا نكنم، نبايد ازدواج كنم." كسي كه اين اعتقاد را داشته باشد شايد براي تصميم گرفتن براي ازدواج دچار محدوديت شود چرا كه هيچ فردي كامل نيست و شايد براي پيدا كردن چنين فردي بايد زماني طولاني صرف شود. 3- تكامل خود: كسي كه اينگونه فكر ميكند و ميگويد:"تا زماني كه نتوانم به خودم به عنوان يك همسر اعتماد كنم، نبايد ازدواج كنم." اين اعتقاد نيز محدود كننده و غير منطقي است از آن جهت كه هيچ كس كامل نيست و احساس كامل بودن به عنوان يك همسر را نخواهد داشت. 4- ارتباط كامل: صاحب اين عقيده اين چنين ميانديشد:"ما بايد قبل از ازدواج ثابت كنيم كه ارتباط مؤثري خواهيم داشت." توجه به فاكتورهاي پيش بيني كننـده پيـش از ازدواج بسيار عاقلانه است. مانند ارتباط خوب و مهارتهاي حل مشكـل و تشـابـه و همـانندي ارزشها و عقايد. جستجوي چنين ارتباطي و چنين همسري كه اين مهارتها و قابليتها را داشته باشد عاقلانه است.با اين وجود ، از آنجا كه موفقيت در ازدواج را نميتوان تضمين كرد، براي كم كردن محدوديت اين تفكر ميتوان اينگونه انديشيد كه هيچ راهي براي تضمين خوشبختي پيش از ازدواج ميسر نميباشد. 5- تلاش بيشتر: اين اعتقاد با اين تفكر شكل ميگيرد كه من با هركسي كه براي ازدواج انتخاب ميكنم خوشبخت خواهم شد به شرط آنكه به قدر كافي تلاش كنم. تلاش زوجين براي حل مشكلات و مؤثر ساختن يك ازدواج، دو فرد بالغ و متفكر را ميطلبد. از آنجا كه هر كسي آنقدر متمايل به حل مشكلات نخواهد بود، بنابراين كميدقت در انتخاب همسر در ابتدا ضروري به نظر ميرسد. 6- عشق كافي است: فرد داراي اين عقيده شايد چنين بگويد:"عاشق كسي شدن براي من دليل كافي براي ازدواج است." در واقع اشخاص كميهستند كه ازدواج را بدون عشق تصور كنند. اگر عشق به عنوان تنها معيار در نظر گرفته شود، ساير تواناييهاي اساسي فردي و بين فردي از نظر دور خواهد ماند. 7- همزيستي: اين عقيده نيز چنين است؛ "اگر من و همسر آينده ام قبل از ازدواج با هم زندگي كنيم، شانس وخوشبختي مان را افزايش خواهيم داد."مرور سوابق همزيستي و موفقيتهاي بعدي در ازدواج نشان داده است افرادي كه قبل از ازدواج با هم زندگي ميكنند آمادگي بيشتري را براي نارضايتي از زندگي وجدايي در مقايسه با كــســـانــي كــه بــا هــم هـمــزيـسـتــي نـكــرده انــد، دارا ميباشند. 8- فرد مكمل و تضاد: در اين نگرش شخص اينگونه ميانديشد: "من بايد با كسي ازدواج كـنـم كـه خـصـوصـيـات شـخـصـيـتـي او متضاد با خصوصيات من باشد." اگر چه تفكر رايج مبني بر آنكه افراد با خصوصيات كاملاً متفاوت ميتوانند كامل كننده ضعفها و قوتهاي يكديگر باشند، اما فاكتورهاي پيشبيني كننده موفقيت در ازدواج نشان ميدهند كه قوي ترين عامل خوشبختي ، همانندي در ارزشها، نگرشها و خصوصيات شخصي است. 9- انتخاب بايد آسان باشد: اين عقيده كه انتخاب يك همسر بايد ساده باشد و اين انتخاب حامل يك شانس و يا اتفاق است. بنابراين فرد شايد تصور كند كه براي انتخاب همسر به جاي عمل كردن بايد در انتظار يك اتفاق بماند. چنين فردي در انتظار شانسي براي ديدار و عشق در اولين نگاه است بدون آنكه از تفكر محتاطانه آمادگي لازم يا انجام عملي براي نزديك تر شدن به هدف ازدواج كمك گرفته شود.
موضوعات مرتبط با این مطلب :
برچسب ها:
حد آشنایی پیش از ازدواج
طی جلسه اول آشنایی كه خواستگاری نام میگرفت، دختر و پسر یكدیگر را میدیدند و پس از توافق اولیه با نظارت والدین مراحل آشنایی با ضوابط خاصی انجام میگرفت، اما در جامعه كنونی ما تعدادی از ازدواجهای نسل جوان بر پایه آشنایی قبل از خواستگاری شكل میگیرد و خیلیها این نوع آشنایی را ملاكی برای انتخاب همسر ایدهآل خود میدانند، اما سوال اینجاست آشنایی قبل از ازدواج تا چه حد تضمینكننده یك زندگی مشترك موفق خواهد بود و چه حد و مرزهایی باید در آن رعایت شود؟.
ازدواج در سه مرحله شكل میگیرد: آشنایی، نامزدی و عقد.
به طور معمول و سنتی آشنایی از طریق خواستگاری آغاز میشود. در این روش پدر، مادر یا خواهر پسری كه قصد ازدواج دارد با توجه به خصوصیات خانوادگی، اخلاقی، فرهنگی، مذهبی و... دختری را انتخاب میكنند. البته این انتخاب با نظر و موافقت پسر همراه است و اغلب این نوع خواستگاریها به ازدواجی موفق ختم میشود.
آشنایی بیضابطه، رابطهای بیسمت و سو
حالا اگر این آشنایی از طریق خود پسر یا دختر، قبل از مراسم خواستگاری صورت گیرد نهتنها صحیح و پسندیده نیست، بلكه در اغلب موارد مفید و موفق هم نخواهد بود.
آشنایی قبل از خواستگاری رابطهای بدون تعهد، سطحی، ظاهری و بدون سمت و سو است. روابط حاكم در این نوع آشناییها اغلب رویایی، فانتزی و براساس احساسات و هیجانات عاطفی دختر و پسر شكل میگیرد و هرچند كه برای دو جنس مخالف دلنشین و شیرین است، اما مبتنی بر واقعیت نبوده و كاذب است. در این روابط، عشقی مجازی حكمفرماست كه واقعیت خارجی ندارد.
در این نوع آشناییها اغلب پسرها قصد ازدواج نداشته و معمولا از دادن تعهد ازدواج طفره میروند. این افراد بیشتر به فكر كامروایی خود هستند و برای رسیدن به آن آشنایی را طولانی كرده و نمیگذارند رابطه از آشنایی فراتر رود. اگر این نوع آشناییها به ازدواج ختم شود اغلب ناموفق بوده و با طلاق به شكست منتهی میشود.
آشنایی با ضابطه، دوران شناخت اولیه
پس از خواستگاری، دوران آشنایی شروع میشود. این دوران بنا به گفته بهشتی، نباید از سه یا چهار جلسه بیشتر به طول انجامد. طی این جلسات دختر و پسر و خانوادههایشان تا حدودی با لایههای سطحی شخصیت یكدیگر آشنا میشوند. این آشنایی نوعی شناخت اولیه و پیشزمینه دوران نامزدی است. این دوران اگرچه به قصد ازدواج شروع میشود اما به این معنی نیست كه الزاما به وعده ازدواج و نامزدی ختم شود.
چراكه گاهی در همین چند جلسه خانوادهها پی به حقایقی برده و حاضر به ادامه این رابطه نیستند بنابراین آشنایی بین دختر و پسر باید ارتباطی هدفدار و با اطلاع خانوادهها باشد.
طبق احكام شرعی دختر و پسر در این دوران میتوانند برای یكبار بدون حجاب ضروری به مشاهده اندام و ظواهر یكدیگر پرداخته تا نداشتن آگاهی در این مورد، منجر به نارضایتی زوجین در آینده نشود.
شناختهای عمیقی كه در دوران نامزدی تجربه میشود برای دختر و پسر این فرصت و امكان را فراهم میكند كه اگر متوجه نبود تفاهم یا تضادی در یكدیگر شدند قبل از وقوع عقد و وارد شدن نام آنها در شناسنامه یكدیگر، وعده ازدواج را منتفی كنند
نامزدی، آشنایی را عمیقتر میكند
زمانی كه دختر و پسر در چارچوب خانواده قدری باهم آشنا و مصمم به ازدواج شدند دوران نامزدی شروع میشود. دوران نامزدی با وعده ازدواج شروع و با عقد به پایان میرسد و حداقل خانواده دختر و پسر از آن آگاه هستند. در این دوران تعهد افراد به یكدیگر زیادتر، ارتباطات بیشتر و شناختها عمیقتر شده و افراد خانواده، فامیل و دوستان در این رابطه وارد میشوند.
در این دوره میتوانیم با نمونهای از زندگی مشترك و آینده خود روبهرو شویم و درستی و نادرستی تصورات و ذهنیات خود را از یكدیگر اصلاح كنیم. به طور میانگین چهار تا شش ماه فرصت مناسبی است كه دختر و پسر و خانوادههایشان باهم آشنا شوند.
این دوران نباید طولانی شود، چراكه یا موجب وابستگی كاذب و غیرمنطقی شده”‹ یا اغلب موجب دلزدگی میگردد بنابراین اگر خانوادهها در این مدت شش ماه متوجه شدید ”‹نظرها و اعتقاداتشان از هم دور است باید هرچه زودتر قبل از هرگونه وابستگی عاطفی بین دختر و پسر به این دوران خاتمه دهند.
برخی افراد بر این باورند كه شش ماه فرصت بسیار كوتاهی برای شناخت شخصیت واقعی افراد است، اما روانشناسان میگویند: چه تضمینی وجود دارد كه پس از یك سال یا بیشتر شناخت طرفین از هم كامل شود. گاهی گذر زمان چیزی را عوض نكرده و فقط وابستگی عاطفی كاذب به وجود میآورد. نوعی وابستگی كه موجب نادیده گرفتن تضادها و تفاوتهای شخصیتی دو طرف خواهد شد.
ترس از نامزدی ممنوع
برخی خانوادهها با این عقیده كه چون نامزدی رسمیت ندارد و ممكن است پسر، دختر را رها كند یا اسم روی دختر بماند، دوران نامزدی را به بعد از عقد رسمی موكول كرده و این دوران را درفاصله بین عقد و عروسی قرار میدهند، اما شناختی كه در دوره آشنایی، نامزدی یا عقد به دست میآید با یكدیگر متفاوت بوده و باید برای داشتن یك ازدواج موفق هركدام از این مراحل را در مدت زمان توصیه شده طی كرد.
در واقع شناختهای عمیقی كه در دوران نامزدی تجربه میشود برای دختر و پسر این فرصت و امكان را فراهم میكند كه اگر متوجه نبود تفاهم یا تضادی در یكدیگر شدند قبل از وقوع عقد و وارد شدن نام آنها در شناسنامه یكدیگر، وعده ازدواج را منتفی كنند. نامزدی یك فرصت است و نباید از این فرصت ترسید. هزینههای عاطفی، اقتصادی و اجتماعی جدایی در نامزدی بسیار كمتر از جدایی پس از عقد است.
حدود نظارت در دوران نامزدی
دوران نامزدی باید با نظارت همان افرادی كه از نامزدی باخبرند یعنی پدر و مادر دو طرف صورت گیرد. مهمترین حریم نامزدی رابطه جنسی است كه اگر برقرار شود فضای نامزدی از حالت طبیعی خارج و جدایی سخت میشود. در این دوران نباید هیچگونه ارتباط جسمانی و پنهانی برقرار شود. در دوران نامزدی دختر و پسر تحت نظر و با توافق خانوادهها با حفظ ادب و مراعات ارزشهای اخلاقی میتوانند با خانوادههای یكدیگر رفت و آمد كرده و در حد و مرز مشخصی با هم صحبت كنند یا بیرون بروند تا یكدیگر را بشناسند. در این دوران به جای ایجاد روابط احساسی و هیجانی باید به تحلیل ملاكهای اصلی زندگی پرداخت و از نظرات یكدیگر باخبر شد.
از مشاور ازدواج كمك بگیرید
مشاوره با كارشناسان دینی، دختر و پسر را به وظایف شرعی خود در قبال همسر و فرزند در طول زندگی مشترك آگاه می کند و شركت در كلاسهای آموزشی ازدواج میتواند زوجین را در برقراری یك ارتباط عاطفی و روابط صحیح زناشویی هدایت كند.
گفتوگو در مورد سنجش میزان تمایلات جنسی در دوران نامزدی به منظور جلوگیری از نارضایتی جنسی پس از ازدواج نهتنها جایز نیست، بلكه ملاك درستی برای سنجش تمایلات نخواهد بود. دختر و پسری كه هنوز وارد زندگی زناشویی نشدهاند و تجربه و شناخت كاملی از تمایلات جسمی، جنسی و عاطفی خود ندارند، نمیتوانند در مورد میزان یا شدت این نوع تمایلات تصمیمگیری كنند. در این زمینه مراجعه به كلاسهای آموزشی و مشاوران خانواده كارساز خواهد بود.
موضوعات مرتبط با این مطلب :
برچسب ها: